دست چپ

  • زمان تقریبی مطالعه 7 دقیقه
  • 1945

دست چپ

 

برای اکثر صاحبین مشاغل راه اندازی واحد هایی مثل تبلیغات یا روابط عمومی توجیه اقتصادی داره ... (از اهمیت این واحد ها در بخش دست راست یک کسب و کار به اندازه کافی گفتیم ... )

امروز قصد داریم از دست چپ یه کسب و کار براتون بنویسیم؛ یعنی واحد های  فنی و واحد تحقیق و توسعه ...

اما چرا باید در این وانفسای اقتصادی پول بی زبون رو صرف راه اندازی واحد هایی مثل تحقیق و توسعه کنید؟! واقعا داشتن یه همچین واحدی لزومی داره؟! حتی برای کسب و کار هایی که هنوز به سوددهی کامل نرسیدن و در اول راهن؟

حالا تحقیق و توسعه رو بیخیال !!! برای بخش فنی، یکی دوتا تکنسین کفایت نمیکنن؟؟ حتما باید یه واحد با تشکیلات و سلسله مراتب اداری تشکیل بدیم؟ این کار حروم کردن پول نیست، اونهم در این اوضاع که هر کارآفرین باهوشی حساب قرون قرون پولی که خرج میکنه رو از حفظه ...

بهترین راه برای پیدا کردن پاسخ سوالات بالا، نگاه به اصول مدیریتی و تجربه کسب و کار های موفقه. اصن بزارید با یه مثال وارد بحث بشیم، تاحالا اسم کارخونه فورد به گوشتون خورده؟ (معلومه که خورده !!!) علم مدیریت خصوصا در عرصه های بازاریابی و نیازسنجی مدیون این نابغه ی خودروسازیه ... با مرگ هنری فورد در سال 1948 میراث گرون قیمتش به یه کمپانی چند ملیتی تبدیل شد. همه ی کمپانی های بزرگ حتی بعد از سوددهی با چالش های مختلفی سر و کار دارن، کارخونه فورد هم مستثنا نبود.

در دهه 90 دو کمپانی (جنرال موتورز و کرایسلر) تو پیست رقابت، فورد و سرمایه گذاراش رو جا گذاشتن. اوضاع برای این کارخونه ی قدیمی خوب نبود، طراز های مالی نسبت به رقبا عقب افتاد؛   هزینه های فورد نسبت به تولیداتش بالا رفت ( به قول معروف دخل و خرج باهم نمیخوند) هیات مدیره این کمپانی، در سال 1996 با تغییر ریاست این کارخونه سعی کرد تا از این منجلاب خلاص بشه ...

جالبه بدونید ژاک ناصر، رییس جدید فورد، اولین جلساتش رو با مدیران ارشد واحد های فنی و تحقیق و توسعه برگزار کرد. او از این دو واحد شبانه روزی کار کشید، تنها امید مدیر جدید برای بهبود اوضاع این کمپانی صاحب نام، این دو واحد بودن.

به واحد تحقیق و توسعه دستور داد فورا پژوهش های کلانی رو برای ساخت خودرو های با کیفیت تر شروع کنه. این واحد یه ماموریت دیگه هم داشت؛ مسئولیت علت یابی این اوضاع هم بر دوش تحقیق و توسعه گذاشته شد.

از طرفی، واحد فنی رو به صورت برخط در ارتباط با تحقیق و توسعه قرار داد، تحقیق و توسعه به هر نتیجه ای میرسید، در واحد فنی، بلافاصله آزمایش میشد.

به عنوان مثال، پروژه  ایراد یابی مدل های تاندر بیرد (thunderbird و اکسپدیشن  (expedition)  با هماهنگی واحد تحقیق و توسعه توسط واحد فنی انجام شد، مدل تاندر بیرد اونقدر نقص داشت که شرکت به طور کلی از ادامه تولیدش پشیمون شد، کل خط تولید این محصول متوقف شد؛ اما اکسپدیشن با رفع ایرادات جزیی به تولیدش ادامه داد.

واحد تحقیق و توسعه فورد یه طرح جامع به هیات مدیره داد، طرحی که فورد رو تا اوایل قرن 21 میلادی بیمه میکرد، این طرح مربوط به صرفه جویی هزینه های مالی این کمپانی بود، بودجه خدمات پس از فروش، مسافرت های کارکنان، کمک هزینه ها و ... کاهش پیدا کرد. در سال 1997 کاهش هزینه یک میلیاردی توسط سخنگوی این کمپانی اعلام شد.

فکر میکنید مابتفاوت این کاهش هزینه به کجا رفت؟! بله بخش زیادی از این بودجه برای ارتقای واحد فنی و تحقیق و توسعه این شرکت هزینه شد؛ یعنی همان واحد هایی که منجی این کمپانی بودند.

به این ترتیب واحد فنی و واحد تحقیق و توسعه، این کمپانی قدیمی رو از یه سقوط حتمی که نجات دادند هیچ! ، باعث ترقی و سوددهی بیش­تر هم شدند ... این تجربه به ما یاد داد واحد تحقیق و توسعه یا واحد فنی دو بخش فرمالیته نیستن و در بسیاری از موارد میتونن کسب و کار مارو از ضرردهی یا بدتر از اون، ورشکستگی کامل نجات بدن ...

گفتیم واحد های فنی و تحقیق و توسعه دست چپ سیستم کسب و کار ما هستن؛ دست ها سپر بلای ما در برابر آسیب ها هستند، اگر از جایی بلند بر زمین بیوفتید دست هایتان را بر صورت حائل میکنید ...

دستتون میتونه ناجی چشمتون باشه ... تجربه کمپانی فورد این نکته رو به ثابت میکنه که دست های کسب و کار رو نباید دست کم گرفت !!!

اینکه مثال کارخونه ی فورد رو زدیم تصادفی نبود،  واقعیت اینه که کمپانی فورد از اولین کسب و کارهایی بود که واحد تحقیق و توسعه رو راه اندازی کرد ...

تحقیق و توسعه یا (R & D )  در کتب مدیریتی یا اقتصادی اینگونه تعریف میشود: " تحقیق و توسعه به کار خلاقانه‌ای گفته می‌شود که به‌طور سیستماتیک انجام میگردد تا به دانش موجود بیفزاید و این دانش را برای ابداع کاربردهای تازه به‌ کار ببرد"

خب ... اولین مرحله برای راه اندازی یه کسب و کار چی بود؟! ایده پردازی توسط اتاق فکر یا مغز یه کسب و کار، و یادمون هست که یکی از مهمترین عناصر در ایده پردازی خلاقیته ... خلاقیت در تعریف تحقیق و توسعه هم اومده، واقعیت اینه که کار تحقیق و توسعه با کار اتاق فکر هم جنسه، (البته وظیفه ی یکسانی ندارن) خلاقیت در هردوی اونها وجود داره.

متاسفانه عنصر خلاقیت در واحد های تحقیق و توسعه ما تا حد زیادی دست کم گرفته مییشه در حالی که بدون خلاقیت، این واحد کارایی لازم رو برای کسب نداره.

اگر وظیفه ی واحد تحقیق و توسعه رو بدونیم خلاقیت رو در اون جدی میگیریم؛ در کل واحد تحقیق و توسعه دو وظیفه مهم داره:" یکی اختراع  محصول جدید یا افزایش بازده اون و دیگری ثبت یا کشف یه فناوری جدید" (که ممکنه اون فناوری بعدا باعث خلق یه محصول یا افزایش بازده محصولات قبلی بشه . )

برای وظیفه ی اول معمولا مهندسین و برای وظیفه دوم دانشمندان صتعتی به کار گرفته میشن...

بخش تحقیقات واحد r & d باید اطالاعات جامعی در خصوص منابع مالی شرکت و رقبا – زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری – منابع انسانی – و استراتیژی های مالی جمع آوری کند.

در واحد تحقیق و توسعه اول از همه پژوهش های گسترده ای روی محصولی که کسب و کار ارائه میده، انجام میشه؛ بستگی به ماهیت کسب و کار داره اما بسیاری از این پژوهش ها کم هزینه نیستن و به یه آزمایشگاه گرون احتیاج دارن ... این پژوهش ها یا باعث اختراع یه محصول جدید میشن یا بازدهی محصول قبلی رو افزایش میدن، اگر واحد تحقیق و توسعه نداشته باشین باید قید یه  کسب و کار جاودان رو بزنید... هیچ کسب و کاری با یه محصول (اونهم بدون هیچ تغییری) نمیتونه مدت زمان زیادی دووم بیاره ...

راه اندازی واحد تحقیق و توسعه: برای شروع فقط کافیه چنتا جوون با استعداد و کوشا برای این واحد استخدام کنید، طبیعتا پول کافی برای جذب دانشمندای معروف این رشته یا احداث آزمایشگاه های بزرگ ندارید !!! اما هیچ عیبی نداره! شما در اول راه هستید ...

 

به انجمن های علمی دانشگاه های صنعتی که مرتبط با کسبتون هستن سر بزنید ... مبادا جلسات عمومی اون هارو از دست بدید ...

از نمایشگاه های صنعتی که در کشور برگزار میشه غافل نشید، در این نمایشگاه ها جوون های خلاقی رو میبینید که شاید ایده ی خیلی ناب و جدیدی نداشته باشن اما دانش و خلاقیتشون میتونه برای یشرفت کسب و کار شما حائز اهمیت باشه ...

بعد از استخدام دو سه نفر برای واحئد تحقیق و توسعه طی چندماه اثرات مثبتش رو در کسب و کارتون میبینید ...

فقط کافیه عجول نباشید ...

اگر به آزمایشگاه احتیاج پیدا کردید (که معمولا در شروع کار چنین نیازی اتفاق نمیوفته)  ممکنه  نامه نگاری با برخی مراکز دولتی برای اینکه یه آزمایشگاه رو برای یک یا دوبار در اختیارتون قرار بدن، معجزه کنه!!! اما بهتره به مراکز دولتی خیلی دل نبندید، بیشتر به دنبال آزمایشگاه های دانشگاه ها یا اجاره لابراتوار های کارگاه های خصوصی باشید ...

البته حواستون باشه کسایی که استخدام میکنید به جز کمی خلاقیت و دانش اینکار، حتما روش هم بلد باشن، روش های تحقیق و توسعه رو علاوه بر دروس دانشگاهی در فضای وب هم پیدا میکنید

برای واحد فنی هم کار های فوق رو باید انجام بدین با این تفاوت که باید به دنبال تکنسین های باتجربه باشین، در واحد فنی دقت موشکافانه خیلی مهم تر از خلاقیته ...

 

نوشتن یک نظر

نظر