سید احمد سیدی مطلق

اهداف کسب و کار

اهداف کسب و کار

اهداف کسب و کار، بخشی از فرایند برنامه ریزی و توصیف آنچه که یک شرکت انتظار دارد؛ می باشد که در طی یک دوره زمانی خاص میخواهد انجام دهد. بنگاه ها معمولا اهداف خود را در برنامه های کاری خود مشخص می کنند.تعیین اهداف به شما کمک می کنند زمان و انرژی محدود خود را بر آنچه مهم است متمرکز کنید. اهداف ممکن است به کل شرکت، بخش ها، کارکنان، مشتریان یا هر بخش دیگری از کسب و کار مربوط باشد. وقتی اهداف کسب و کار را در نظر می گیرید، ذهن شما احتمالا بیشتر به دنبال جذب مشتری ها است یا اینکه پول بیشتری کسب کند. این اهداف مهم هستند، اما آنها تنها بخشی از اهداف اساسی کسب است.این موارد همیشه هستند اما آنچه فراتر از اینها قرار دارد، اهدافی چون خلاقیت بیشتر در کسب، رضایت مشتری، ایجاد برند منحصر به فرد برای شما و ....

بهترین رویکرد، تعیین اهداف کسب و کار بلند مدت و کوتاه مدت است. اول، ایجاد یک دیدگاه بزرگ و نگاه از بالا برای به دست آوردن یک دید کلی به کار، سپس به اهداف خاصی که با اهمیت تر هستند، تلاش های فوری خود را بر آنها متمرکز کنید.

چهار دلیل دقيق و مهم وجود دارد که چرا کسب و کار بايد اهداف داشته باشد.

1.موفقیت را اندازه گیری کنید - سازمان های خوب همیشه باید تلاش کنند که بهبود، رشد و کارآیی بیشتری داشته باشند. تعیین اهداف، بهترین راه برای سنجش موفقیت شرکت است

2. انسجام رهبری - اهداف تعیین شده، اطمینان حاصل می کند که همه می دانند سازمان تلاش می کند چه چیزی به دست بیاورند؟! اگر اهداف کسب و کار معین نباشد، هرکس راهی را میرود و مدیر کسب و کار که قلب شرکت است دیگر نمیتواند اعضا را راهبری کند.

3. دانش قدرت است - اگر یک کارمند اهداف را بداند و درک کند،یعنی علم  به اهداف داشته باشد او می تواند تصمیمات روزانه بر اساس اهداف بلند مدت و میان مدت که ایجاد شده است، را آسان تر اتخاذ کند.

4. اهداف را بازبینی کنید - هنگامی که اهداف تعیین می شوند، می توانند به صورت منظم نظارت شوند تا کسب و کار به سمت درست هدایت شود. اگر کسب و کار به سوی دستیابی به اهداف خود دست نیافته باشد، باید تغییرات یا اصلاحات انجام شود تا مسیر منحرف نشود و به هدف کسب وکار برسیم.

 

مشکلات اهداف کسب و کار

تعیین اهداف کسب و کار می تواند به صورتی اشتباه رخ دهد. مدیران کسب و کار تحت تاثیر قرار دادن مقدار زیادی از زمان و انرژی را به توسعه و اجرای اهداف کسب و کار. چند مشکل بزرگ وجود دارد که یک مدیر تجاری باید سعی کند از آن اجتناب کند.

1. تعیین اهداف غیرواقعی - زمانی که یک هدف در دسترس نباشد، کارکنان برای رسیدن به آنها تلاش نخواهند کرد. یک بازرگان، در یک کار تجاری نیاز به تعیین اهداف واقع بینانه دارد تا کارکنان بتوانند به عنوان یک تیم برای دستیابی به آنها دست پیدا کنند.

2. تعیین اهداف مبهم - اهداف که به اندازه کافی مشخص نیست، منجر به اقدام کار ولی بی فایده باقی می ماند. اگر دستاوردها را نمی توان بر اساس انتظارات تجاری اندازه گیری کرد، قلب کسب  وکار هیچ پیشرفتی را به سوی هدف نداشته است.

3. عدم تعیین زمان - همانطور که اهداف شخصی و حرفه ای خود را تعریف می کنید، زمان بندی برای دستیابی به آنها را در نظر بگیرید. شما ممکن است رویاهای بزرگ خود را برای آینده داشته باشید، اما بدون تعیین مهلت مقدماتی، آن را به راحتی به تعویق می اندازید.

بعضی از مربیان مالی به شما می گویند که یک هدف درآمد برای سال تعیین کنید و سپس آن را به دو برابر یا حتی سه برابر آن در سالهای بعد تبدیل کنید. این نوع نگاه میتواند تلاش های شما را تشدید کند. اما همچنین می تواند خیلی دلهره آور باشد که شما در مواجهه با یک کار غیرممکن باقی بماند. اما بیایید در کنار یک پزشک کسب و کار قرار بگیرید تا سید احمد سیدی مطلق علاوه بر های ریسک به شما تضمین بدهد.

 

نوشتن یک نظر

نظر