راه های رسیدن به ایده

  • زمان تقریبی مطالعه 3 دقیقه
  • 1901

راه های رسیدن به ایده

همچون چراغی است که روشن می شود!

این تشبیه خسته کننده ای است که آنقدر تکرار کرده ‌اند که خود نشان دهنده آن است که نویسنده، ایده ی جدیدی برای نوشتن نداشته است. نو بودن و متفاوت بودن، ویژگی جدایی ناپذیر ایده است. همه ما بارها ساندیس خورده ایم و چقدر تلاش کرده‌ایم تا موقع باز کردن؛ نی نشکند! این معضل را حتی سازنده اش هم می‌داند اما به راستی چرا برای باز کردن راحت ساندیس هیچ تغییری در نوع پاکت های آن نداده ایم!؟ آیا توان فنی آن را نداریم؟ حتما داریم، پس اشکال کجاست؟ اشکال اینجاست که نمی‌خواهیم زندگی را از دریچه ای دیگر ببینیم. خواستم بگویم ایده منحصر به کارهای بزرگ نیست حتی در کارهای کوچک هم می‌توان ایده داشت، می توان به ایده رسید و می‌توان ایده را ساخت. اما ما عادت کرده ایم تا زندگی برایمان تصمیم بگیرد و همه چیز را به دست تقدیر بسپاریم، به سان ضرب المثل هرچه پیش آید؛ خوش آید. من کسی را میشناسم که توانسته است این مسیر را تغییر دهد. او، سید احمد سیدی مطلق، میخواهد نه تنها برای خودش که برای شما هم تغییر دهد. اما چگونه؟ خوب معلوم است دیگر! این کاره است! کارش را بلد است. همانطور که پزشک متخصص بیماری را خوب می‌شناسد و به خوبی مداوا می‌کند، سید احمد سیدی مطلق هم پزشک کسب و کاری است که در ایده به شما کمک می‌کند. میدانیم که ایده داشتن و رسیدن به آن سخت است، طبیعی هم هست. نقطه شروع، همیشه سخت ترین مرحله است اما وقتی یک همراه داشته باشید که روانشناسی کسب و کار بداند دیگر سخت نیست. همیشه برایم جای تعجب بوده کسی که چیدمان اتاق یا خانه اش را هر از چندگاهی تغییر می دهد تا دلش نگیرد؛ چرا همان دلش همیشه چیدمان ثابتی دارد! چرا ذهنش گرفتار ساختار یکسانی شده است؟ به او حق می‌دهم که به تنهایی نتواند از آن خلاص شود، به کمک مشاوری احتیاج دارد که به او بگوید از این به بعد این تغییرات را انجام بده تا شاهد تغییر در ایده های کاری باشی. همانطور که گفتم این نقطه آغاز است و اگر قطار پیشرفت اقتصاد شما سرعت گیرد، توقفش از پیشرفت سخت خواهد بود. درست است که ایده ابتدای کار است اما رسیدن به ایده نیز خود مراحلی دارد، ملاحظاتی را باید رعایت کرد تا به ایده جدید رسید. بگذارید یک نمونه اش را با هم بررسی کنیم آیا خوردن چلوکباب خوب است یا بد؟ اما همین غذایی که خیلی‌ها می‌گویند خوب است را اگر به نوزاد یک ساله دهید، برایش ضرر هم دارد! در واقع هر چیز خوب در هر شرایطی خوب نیست ؛ معمولا خوب بودن ایده نسبی است. با توجه به یک شرایط؛ ایده الف مناسب است اما همان ایده ی الف در شرایط دیگر قابلیت اجرا ندارد یا اگر اجرا شود، بازدهی مناسب نخواهد داشت. ایده باید متناسب با شرایط بیان شود، نباید صرفاً ذهنی باشد، باید کاربردی و عملیاتی باشد. اصلا آنچه که کاملا در فضای نظری مطرح می شود نظریه است. پزشک کسب و کار در مرحله های کوچک هم شما را یاری خواهد کرد تا یک نظریه اقتصادی را عملیاتی کنید، یعنی به ایده تبدیل کنید.اما یک سوال: آیا ایده ای که به آن رسیده اید، برای حل یک معضلی است که مربوط به امروز و فردا می شود؟ قاعدتاً برعکس است. ایده برای دوردست هاست و از نگاه به افق های دور شکل می‌گیرد. برای استفاده از لفظ شکل می‌گیرد تعمد دارم، تعمد دارم که از لفظ جرقه زدن استفاده نکنم چون در این صورت برداشت شما این خواهد بود که در نتیجه ما مخاطب این سخنان نیستیم چرا که این جرقه زدن ها فقط در ذهن نخبه ها می باشد! ما که از بهره هوشی پایین برخوردار هستیم، راهمان راه دیگری است. خیر! در پایان کم کم یک مطلب روشن می شود، ظاهراً جرقه زدن که تعمد دارم برای ایده استفاده نکنم، با روشن شدن ناگهانی چراغ در ذهن ارتباط دارد پس بگذارید سخنم را اینگونه به پایان برسانم: ایده چون چراغی نیست که روشن می شود بلکه چراغی است که ساخته می شود.

 

نوشتن یک نظر

نظر