سازمان چیست

  • زمان تقریبی مطالعه 12 دقیقه
  • 4621

سازمان چیست؟

 

انسان‌ها از زمان‌های پیش از تاریخ، برای دستیابی به اهداف خود، به صورت هماهنگ همکاری می‌کردند که این همکاری یک سازمان را پدید می‌آورد. این سازمان به افراد اجازه می‌دهد تا تخصص و توانایی خود را به کار گرفته و آن را ارتقا دهند. توسعه اقتصادی و گسترش موسسات منجر به تجارت بین سازمانی و سرانجام جهانی شدن گردید. در ادامه این نوشتار شما را با تعریف سازمان بیشتر آشنا خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

سازمان چیست؟

سازمان، نهادی اجتماعی است که هدفی مشخص را دنبال می‌کند. به عبارت دیگر، سیستمی است با مرزهای معين که به سبب داشتن ساختاری آگاهانه، فعاليت‌هایی را انجام می‌دهد. یک نهاد مستقل است که ماموریت خاصی دارد و می‌تواند با نیت انتفاعی یا غیرانتفاعی تاسیس شده باشد و یک ماهیت اجتماعی دارد که دارای ساختار، اهداف و مرز مشخصی است.

هر سازمانی، وابسته به اطلاعات است و هدفی مشخص دارد که برای هدفش برنامه‌ریزی و استراتژی‌های خاصی را در نظر می‌گیرد و منابع خود را می‌شناسد و از آن ها به طور بهینه و هماهنگ استفاده می‌کند.

سازمان برای نیل به اهداف و مقاصد خود و جهت دادن به فعالیت‌های کارکنان در راستای هدف‌هایش به سرپرستی، نظارت، هماهنگی و هدایت نیاز دارد. مجموعه وظایفی که رفتار و فعالیت سازمان را در مسیر هدف؛ تنظیم، تصحیح، تقویت و راهنمایی می‌کند، مدیریت نامیده می‌شود. همه سازمان‌های رسمی برای استمرار و تداوم فعالیت‌های خود به مدیریت نیاز دارند.

 

سازمان چیست

سازمان‌ها انواع مختلفی دارند که عبارتند از:

سازمان‌های انتفاعی

این نهادها با هدف کسب سود تشکيل می‌شوند، یعنی کسب پول بیشتر از آن چه که خرج شده است. اکثریت قریب به اتفاق مشاغل در سراسر جهان در این دسته قرار می‌گیرند و از فروشگاه‌های خرده فروشی گرفته تا رستوران‌ها و شرکت‌های بیمه، املاک و مستغلات را شامل می‌شود. صاحبان کسب و کارها می‌توانند تصمیم بگیرند که تمام سود را برای خود بردارند، یا آن را در کسب و کار خود هزینه کنند و یا بخشی از سود خود را با کارمندان خود به اشتراک بگذارند، به عبارت دیگر آن‌ها می‌توانند یک طرح تقسیم سود داشته باشند.

سازمان‌های غيرانتفاعی

با اهداف اجتماعی، علمی، فرهنگی، پزشکی، مذهبی و سياسی تشکيل می‌شوند و از پرداخت مالیات معاف هستند؛ زیرا منافع عمومی را فراهم می‌کنند. افراد و موسسه‌هایی که کمک‌های مالی به این نوع از سازمان‌ها ارائه می‌دهند از آنها کسر مالیات می‌شود. این نوع نهادها برای اعضا یا ذینفعان خود مزایای مالی ارائه نمی‌دهند و هدف خیریه‌ای دارند و از فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند سودی نمی‌برند.

سازمان‌های توليدی

از مواد خام یا مواد اوليه برای توليد کالا استفاده می‌کنند و فرایند تولید کالاها یا خدمات را سازماندهی می‌کنند. لازم است تا به طور موثری عوامل تولید مانند مواد اولیه، نیروی کار و سرمایه را هماهنگ کنید تا از سازماندهی فرآیند تولید، منافع قابل توجهی به دست آورید.

سازمان‌های خدماتی

این نهادها، خدمات را به جای محصولات، به بازار ارائه می‌کنند. سودمندترین ساختار آن باید به گونه‌ای باشد که در آن کارمندان بتوانند در صورت لزوم نقش‌های مختلفی را بر اساس مهارت های خود بر عهده بگیرند تا بتوانند خدمات را به خوبی عرضه کنند.

سازمان‌های دولتی

تحت کنترل دولت هستند و وظیفه آن‌ها نظارت و اجرای فعالیت‌هایی است که افراد را به دولت مرتبط می‌کنند و دامنه فعالیت آن‌ها متفاوت و بسیار گسترده است.

سازمان‌های خصوصی

بجاي کنترل دولت، توسط افراد يا بخش خصوصی کنترل مي‌شوند و کلیه‌ی مشاغل انتفاعی را که توسط دولت اداره نمی‌شوند را شامل می‌شود و هدف آن‌ها کسب درآمد و سود است.

سازمان

یک سازمان از اجزای مختلفی شامل موارد زیر تشکیل می‌شود:

  • منابع ( مادی و انسانی )
  • فرهنگ
  • ساختار
  • فناوری
  • راهبرد ها
  • محیط ( روانی و فیزیکی)

حال که با سازمان و انواع آن آشنا شدید ذکر این نکته مهم است که در هر سازمانی آن چه که از اهمیت بالایی برخوردار است فرهنگ سازمانی می‌باشد؛ چرا که فرهنگ شرکت برای کارمندان بسیار مهم است؛ زیرا آن‌ها باید نآکیمآاز وقت خود در محیط کار لذت ببرند و این لذت زمانی اتفاق می‌افتد که نیازها و ارزش‌های آن‌ها با آنچه در محیط کار است مطابقت داشته باشند. فرهنگ هر شرکتی یکی از مولفه‌های مهم تصمیم‌گیری برای انتخاب شغل افراد است.

فرهنگ شرکت برای کارفرمایان نیز بسیار مهم است؛ زیرا کارمندانی که با فرهنگ سازمان سازگار هستند می‌توانند برای شرکت بسیار موثر باشند، همچنین موجب می‌شود تا کارمندان به سازمان وفادار شوند. بنابراین کارفرمایان می‌توانند از طریق یک فرهنگ اداری قوی، بهره‌وری و حفظ کارمندان را بهبود بخشند.

یک سازمان چیست؟

فرهنگ سازمانی چیست؟

فرهنگ شرکت با دیدگاه شرکت شروع می‌شود و به طور معمول، یک دیدگاه مشخص می‌کند که هدف یک شرکت چیست؟ سپس فرهنگ سازمانی دیکته می‌کند که کارمندان هنگام کار چگونه باید رفتار کنند، چه ارزش‌هایی باید عملکرد آن‌ها را هدایت کند و برای دستیابی به چشم‌انداز چه شیوه هایی باید اجرا شوند.

فرهنگ سازمانی به اعتقادات و رفتارهایی اطلاق می‌شود كه تعیین می‌كنند چگونه كارمندان و مدیران شركت با یکدیگر تعامل کنند. فرهنگ یک شرکت در نوع لباس، ساعات کاری، مزایای کارمندان، گردش مالی، تصمیم‌گیری در مورد استخدام، رفتار با مشتریان، رضایت مشتریان و سایر جنبه‌های عملکردی، منعکس خواهد شد. فرهنگ سازمانی در اهداف، استراتژی‌ها، ساختار و رویکردهای سازمان، مشتریان، سرمایه‌گذاران و جامعه بیشتر ریشه دارد.

تاریخچه فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمانی در دهه 1960 پدیدار شد. اصطلاح فرهنگ سازمانی در اوایل دهه 1980 توسعه یافت تا این که در دهه 1990 به طور گسترده شناخته شد. فرهنگ سازمانی در آن دوره‌ها توسط مدیران، جامعه شناسان و سایر دانشگاهیان برای توصیف شخصیت یک شرکت از جمله اعتقادات و رفتارهای تعمیم یافته، سیستم‌های ارزشی در سطح شرکت، استراتژی‌های مدیریت، روابط کارمندان، محیط کار و نگرش مورد استفاده قرار می‌گرفت.

تا سال 2015، فرهنگ سازمانی نه تنها تحت تاثیر بنیانگذاران، مدیران و کارمندان یک شرکت ایجاد می‌شد، بلکه تحت تاثیر فرهنگ‌ها و سنت‌های ملی، روندهای اقتصادی، تجارت بین المللی، اندازه شرکت و محصولات نیز قرار می‌گرفت.

اصطلاحات گوناگون ایجاد شده در فرهنگ سازمانی مربوط به شرکت‌هایی است که تحت تاثیر فرهنگ‌های متعدد به ویژه در پی جهانی شدن و افزایش تعامل بین المللی در فضای کسب و کار ایجاد شده‌اند، به عنوان مثال اصطلاح فرهنگ متقابل به تعامل افراد با پیشینه‌های مختلف در دنیای تجارت و شوک فرهنگی به سردرگمی یا اضطرابی که افراد هنگام کار در محیطی جدید و در جامعه‌ای با فرهنگ مختلف تجربه می‌کنند، اشاره دارد. برای ایجاد تجربیات مثبت به منظور تقابل و تسهیل فرهنگ سازمانی منسجم‌تر و پربازده‌تر، شرکت‌ها اغلب از منابعی مانند آموزش‌های ویژه بهره می‌برند تا تعامل تجاری بین فرهنگی را بهبود بخشند.

فرهنگ سازمانی

انواع فرهنگ سازمانی

فرهنگ قبیلهای

فرهنگ قبیلهای دارای فرهنگ دوستانه و مشارکتی است و می‌توان آن را به یک خانواده بزرگ تشبیه کرد که در آن افراد مشترکات زیادی دارند و پیوندهای شدید وفاداری شکل می‌گیرد. رهبران یا مدیران به عنوان مربی دیده می‌شوند. این سازمان بر توسعه بلند مدت منابع انسانی تاکید دارد. موفقیت در چارچوب رفع نیازهای مشتری تعریف شده است. این سازمان کار گروهی و مشارکت را ارتقا می‌دهد. شرکت گوگل نمونه‌ای از این فرهنگ است.

نوع رهبر: تسهیل کننده، مربی، سازنده تیم

مسائل ارزشمند: تعهد، ارتباط، توسعه

نظریه اثربخش: توسعه و مشارکت منابع انسانی

استراتژی ارتقا کیفیت: توانمندسازی، تیم سازی، مشارکت کارکنان، توسعه منابع انسانی، ارتباطات باز

فرهنگ دموکراسی تبلیغاتی

یک محیط پویا و خلاقانه است که کارمندان ریسک می‌کنند و مایل به استفاده از فرصت‌ها هستند. رهبران به عنوان مبتکران و ریسک‌کنندگان شناخته می‌شوند. آزمایش و نوآوری موارد پیوند دهنده درون سازمان هستند. هدف بلند مدت رشد و ایجاد منابع جدید است و محصولات یا خدمات جدید موفقیت به حساب می‌آیند. این سازمان ابتکار عمل و آزادی فردی را ارتقا می‌بخشد. فیس‌بوک نمونه‌ای از این فرهنگ است.

نوع رهبر: مبتکر، کارآفرین

مسائل ارزشمند: خروجی‌های نوآورانه، تحول و چابکی

نظریه اثربخش: نوآوری، چشم انداز و منابع جدید

استراتژی بهبود کیفیت: شگفتی و لذت، ایجاد استانداردهای جدید، پیش بینی نیازها، بهبود مستمر، یافتن راه‌ حل‌های خلاقانه

فرهنگ بازار

فرهنگ بازار فرهنگی است که در آن هدف دستیابی به کار و نتایج است. اغلب دارای یک محیط رقابتی حتی در بین کارمندان می‌باشد و رهبران انتظارات بالایی دارند. هدف از کار در شرکتی که دارای این نوع فرهنگ است، سودآوری و جذب هرچه بیشتر سهم بازار است که تاکید بر پیروزی، سازمان را نگه می‌دارد. آمازون نمونه‌ای عالی از این نوع فرهنگ شرکتی می‌باشد.

نوع رهبر: سخت و تولیدکننده

مسائل ارزشمند: سهم بازار، دستیابی به هدف، سودآوری

نظریه اثربخش: رقابت تهاجمی و تمرکز بر مشتری

استراتژی بهبود کیفیت: اندازه‌گیری ترجیحات مشتریان، بهبود بهره‌وری، ایجاد مشارکت‌های خارجی، افزایش رقابت، مشارکت مشتریان و تامین‌کنندگان

فرهنگ سلسله مراتبی

یک محیط کار رسمی و ساختار یافته است که رویه‌ها تصمیم می‌گیرند کارمندان چه کاری انجام دهند و رهبران برای نظارت و تسهیل از روش‌های امتحان شده و واقعی استفاده کرده و به هماهنگی و سازماندهی مبتنی بر کارآیی خود افتخار می‌کنند. حفظ عملکرد مناسب سازمان بسیار مهم است و قوانین رسمی و سیاست‌ها، سازمان را نگه می‌دارد. هزینه‌ها و اشتباهات با رعایت قوانین و دستورالعمل‌هایی که در مراحل اولیه راه‌اندازی کسب و کار بدست آمده‌اند، پایین نگه داشته می‌شوند. سازمان‌های دولتی نمونه‌های خوبی از این نوع فرهنگ هستند. 

نوع رهبر: هماهنگ‌كننده، ناظر، برگزاركننده

مسائل ارزشمند: کارایی، به موقع بودن، سازگاری و یکنواختی

نظریه اثربخش: کنترل و کارآیی با فرآیندهای توانمند

استراتژی بهبود کیفیت: تشخیص خطا، اندازه‌گیری، کنترل فرآیند، حل سیستماتیک مسئله، ابزارهای کیفیت

قوانین اصلی فرهنگ سازمانی

قوانین اصلی فرهنگ سازمانی

  1. با هدف شروع کنید

هدف خود از کسب و کار را تعیین کنید. این اهداف به شما در انتخاب نوع فرهنگ مورد نظر کمک خواهند کرد. تعیین هدف احساس اصالت، الهام بخشی و اشتیاق را ایجاد می‌کند. شرکت‌های با هدف شرکت‌هایی هستند که بیشتر مورد قبول مخاطبان می‌باشند.  

  1. زبان، ارزش‌ها و استانداردهای مشترک را تعریف کنید

فرهنگ‌های بزرگ به یک زبان مشترک احتیاج دارند که به افراد کمک می‌کند تا یکدیگر را درک کنند. ابتدا یک مجموعه مشترک از ارزش‌ها که اصول اولیه شرکت هستند تهیه کرده، سپس مجموعه‌ای از استانداردها که به وسیله آن‌ها تجارت می‌تواند چگونگی حمایت از اصول را اندازه‌گیری کند تدوین نمایید. فقط وقتی زبان، ارزشها و استانداردهای مشترک دارید می‌توانید فرهنگ منسجم داشته باشید.

  1. رهبری الهام‌بخش داشته باشید

رهبران باید ارزش‌ها و استانداردهای شرکت را منعکس کنند. آن‌ها قوی‌ترین نماینده فرهنگ و هدف شرکت می‌باشند. این نوع رهبران تنها اشتیاق و اخلاق کاری باورنکردنی برای آنچه انجام می‌دهند را ندارند، بلکه یک اخلاق فرهنگی در این امر دارند که موجب می‌شود تا آنچه را که انجام می‌دهند برای دیگران الهام‌بخش کنند.

  1. سفیران فرهنگی خود را در آغوش بگیرید

هر سازمانی دارای تعدادی کارمند است که آن‌ها قهرمانان گمنام سفیر تجاری هستند. آن‌ها شرکت و هدف اصلی آن را دوست دارند و بهترین تشویق‌کنندگان فرهنگی شما هستند. در حقیقت افرادی که با ذینفعان و مشتریان خارجی در ارتباط هستند سفیران فرهنگی شما محسوب می‌شوند.

  1. جستجو کنید، صحبت کنید و با حقیقت عمل کنید

 خودآگاهی و جستجوی حقیقت زیرمجموعه‌ای از ارزش‌های شخص است. خودآگاهی و جستجوی حقیقت آنقدر مهم هستند که باید در لیست ارزش‌های هر شرکتی قرار بگیرند. جستجوی حقیقت و خودآگاهی به توانایی تشخیص نقاط قوت، ضعف و تعصب افراد اشاره دارد. در یک فرهنگ سازمانی معتبر و قدرتمند، این نه تنها برای تیم رهبری بلکه برای هر کارمندی ضروری است.

  1. با سرمایه انسانی خود درست رفتار کنید

هنگام استخدام افراد، زمان بیشتری را برای غربالگری شخصیت صرف کنید تا غربالگری برای مهارت. چرا که مهارتها را می‌توان یاد گرفت، اما پرورش نگرش و شخصیت بسیار سخت‌تر است. وقتی افراد مناسب را استخدام کردید، با آن‌ها درست رفتار کنید. بهترین استراتژی حفظ طولانی مدت کارمندان، این است که آن‌ها را به سمت نقش‌های معنی دار راهنمایی کنید.

فرهنگ سازمانی گوگل

گوگل، مثالی از فرهنگ سازمانی

گوگل از جمله شرکت‌هایی است که به خاطر فرهنگ شرکتی خود مشهور می‌باشد و این شرکت فرهنگ بسیار دوستانه‌ای را منعکس می‌کند که در چشم انداز و رسالت او نیز بسیار واضح و آشکار است. با استخدام بهترین افراد به روشی دقیق، خلاقیت را تقویت کرده و عملکرد کارمندان را به حداکثر می‌رساند. کارمندان می‌دانند چه کاری باید انجام دهند و چرا، که این به آن‌ها انگیزه می‌دهد تا بیشتر تلاش کنند و به اهداف سازمانی برسند.

سیاست‌های اتخاذ شده به گونه‌ای است که اجازه مشارکت کلیه سطوح نیروی کار در تصمیم‌گیری‌های شرکت را می‌دهد و مهم‌تر از آن اعتماد و تعهد را موجب می‌شود. علاوه بر این، مزایای کارمندان، شناخت کارمندان و رهبری دموکراتیک، گوگل را به یکی از بهترین شرکت‌ها تبدیل کرده است.

فرهنگ شرکت یک اصطلاح مبهم است، اما می‌تواند تاثیر بسزایی در ثروت یک شرکت و کارمندان آن داشته باشد. بنابراین لازم است تا بررسی کنید که سازمان شما چه فرهنگی دارد؟ آیا این فرهنگ صحیح است؟ آیا به شما کمک می‌کند در بازاری که در آن هستید و با مشتریانی که مایل به خدمت به آن‌ها هستید، موفق شوید؟ با این که تغییر فرهنگ سازمانی بسیار دشوار است، اما نباید آن را نادیده گرفت.

 

نوشتن یک نظر

نظر